خون میچکد از دیده در این کنج صبوری
این صبر که من میکنم
افشردن جان است....
بد اخلاق و عصبی و فوق العاده بی حوصله
بهترین تعریف برای این روزای منه
بی خوابی هم بد دردیه
دوست داری اول شب بخوابی ولی نمیشه
حتی با قرص خواب!
از اون طرف کل روز هم بیحالی!
برچسب:
نویسنده: سارا مقدم
نه مال زمینم نه مال آسمانها زمین شده زندان و آرزو شده پرواز
برچسب:
نویسنده: سارا مقدم
همه چی از ۲۲ آبان شروع شد
و الان که دیگه تموم شده
فقط چند ساعته که اومدم خونه
ولی درد بدتر و بدتر میشه
جسمی نه....روحی فقط
هیچ وقت یادم نمیره.حتی اگه فراموشی بگیرم
بدترین تجربه بود
نه فقط برای من برای همه افراد مثل من...
فقط اینو مطمئنم
دیگه هیچ وقت اون آدم قبلی نمیشم
خسته ام از تظاهر به خوبی
اشک های گاه و بی گاه بدجور منو لو میدن
اشک هایی که هیچ اختیاری براشون ندارم
برچسب:
نویسنده: سارا مقدم